دلنوشته ی های ایام سخت بیخبری

متن مرتبط با «عجیب» در سایت دلنوشته ی های ایام سخت بیخبری نوشته شده است

دلم عجیب گرفته...

  • نیلوبلاگ

    جلوی آینه موهایم را شانه کنم .. روسری آبی ام را بپوشم و آرام آرام بروم توی آشپزخانه ..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی ..بگویی : چقدر قشنگ شدی ..یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم ..ناراحت شوم که پیر شده ام .. زشت شده ام ..و تو باز بگویی : با موهای سفید بیشتر دوستت دارم !و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم ..سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی ..بگو...

    ادامه مطلب