
یه روزایی بود که وقتی بحث از زندگی توی شهر من میشد دلت نمیومد نه بگی،لاقل می گفتی هر چی خدابخواد که دلشکسته و ناامید نشم.شاید اونوقتا بیشترتر عاشقم بودی شایدم هیجانات جوانی شاید بی تجربگیمون... نمیدونم الان اسمشو چی میذاری اما من علاقه و عشق تعبیرش میکردم،جزئی از دوست داشتن،اما حالا وقتی بحثو میکشم به زندگی توی شهرم ،میگی چه خوش اشتها!لب باز کردن به کنایه رو کی یاد گرفتی عشق من!کی به هدیه ی عکسام ...
ادامه مطلب
دیشب با اینکه امتحان امروز سنگین بود بیخواب شدم اما نه از استرس،اینقدر حالم خوش بود که خوابم نمیبرد. حس اینکه آدم یه همدمی داشته باشه که همه جوره پای سختیاش وایسته،حتی پا به پاش بیدار بمونه تا مشوقش باشه امتحانشو بخونه با این وجود که صبح زود کار داره.حرفاش آرامش و قوت قلب باشه و امید،در حالیکه خودشم توی شرایطیه که نیاز به قوت قلب داره اما بخاطر شرایط سختمون حتی توقعی از حرف زدن باهام نداره... اینقدر توجه و مهر و پشتیبانی قلب و روحمو مملو از محبت کرده بود،حس میکردم روحم پر از شوق دوست داشتن و تشک...
ادامه مطلب
میگن زیارت عاشورای جمعی خیلی به اجابت نزدیکه.به نیت شخصیمون با هم تو یه ساعت زیارت عاشورا بخونیم که ان شاالله استجابت شه. اگه موافقین توی نظرات اعلام کنید....
ادامه مطلب
عشقم ی خواب خیلی قشنگ دیدم. عین واقعیت بود. یادم ک میفته اشک ذوق تو چشام جمع میشه اینقده شاد بودیم باهم. اولین بار اومده بودی خونمون. همه انگشت ب دهن زودی از خواب پا نشده اومدم نوشتم مطمنم بهترین ارائه کلاس مال عشق منه . عشق من یدونس لنگشم نیومده به این دنیا و نمیاد...
ادامه مطلب
ناگذیرم که به عشقی سوزم... ناگذیرم که به هجران سازم... یا که جان در طلب عشق دهم یا دو چشمم به در و جان بازم پاک بازم ،به رهت باکم نیست سر و دست و دل و دین اندازم...
ادامه مطلب