امروز بعد مدتها که تنها ارشدی بودم که انداخته بودنم توی اتاق بچه های کارشناسی ،از خوابگاه ارشدا پیکی اومد که برم خوابگاه ارشد.اما یه هم اتاقیه کارشناسی دارم اینجا ساکت تر از برگ درخت!درونگرا و بی التفات به احوال بیرون!کلا گاهی اوقات یادم میره هست از بس ساکته!از طرفی خوابگاه ارشدا نسبت به جایی که الان هستم از لحاظ امکانات و تمییزی و سکوت مثه نسبت بهشت برینه به زمین!
واقعا نمی دونم برم و ریسک هم اتاقیای جدیدو توی بهشت خوابگاها به جون بخرم یا بمونم توی همین زمین کارشناسیا با هم اتاقی ساکت و سرگرم به زندگی خودش که اذیتم نمی کنه با دخالت کردن؟
دلنوشته ی های ایام سخت بیخبری...
ما را در سایت دلنوشته ی های ایام سخت بیخبری دنبال میکنید
برچسب: بمانم یا که بگریزم,نمی دانم بمانم یا که بگریزم, نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 3:19