عشقه و رسواییش

خرید بک لینک
مامان بزرگم دید خیلی ناراحتم و توی لاک خودمم،بهم گفت خیلی سر نمازام برات دعا میکنم که به اونی که می خوای برسی.با شنیدن این حرف سرمو از خجالت پایین انداختم و اشک توی چشام حلقه زد و توی دلم از صمیم قلب آمین گفتم.فک نمی کردم به گوش مامان بزرگم رسیده باشه آوازه ی دلدادگیم!خدایا به گیس سفید مامان بزرگم دعاشو در حقم برآورده کن.آمین

دلنوشته ی های ایام سخت بیخبری...

ما را در سایت دلنوشته ی های ایام سخت بیخبری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 36 تاريخ: سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 22:39

صفحه بندی